روزی در فصل بهاران با جمعی از دوستداران| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

کاشان  

 
نم نم باران و کاشان
یاد سهراب سپهری
زیر باران بهاران
 
آسمان ابری و پاک
چشمهای شسته نمناک
بوی تند برگ های رازیانه
یاد شنهای روان و  طاق خانه
 
قالی زیبای خاله
با نخ ابریشم و تار محبت
حس گرمای چراغ نفتی روشن شده با دست شایان
شعر زیبای گل قالی پویان
در کنار ممیهمانان تشسته روی ایوان
 
بوی باران 
لحظه های ناب بودن
در کنار دوستداران
نم نم این شعر حافظ
هر که این عشرت نخواهد
خوشدلی بر وی تباه
زیر باران بهاران
 
8 فروردین 1395
مسیر بیاضه به تهران – عو

ادامه مطلب  

پاییز من هستم  

ای بهاران تو که بر بی کسی و بخت بدم خندیدی
تو که از فخر و غرورت نه به من بخشیدی
ای بهاران من پاییز نه هم یک فصلم
فصل عشاق زمین گیر منم، نشنیدی
من همانم که تب عشق به نامم خورده
پس چرا عشق بهاران نه ز من پرسیدی
باد پاییز همی برد شباب از قلبم
نه چرا جامهء گرما تو به من پوشیدی
عاقبت شد همه برگ و خزانم بر باد
آه، ماندم که چرا هیچ مرا نگریدی
فصل عشق آمد و شد، لیک بهار
یک دو تا فاصله با عاشق و لیکن تو چرا ببریدی
فصل پاییز برفت از نظر و یاد و لیک
این خزان را

ادامه مطلب  

با تو بهاران می خندد  

وقتی تو لبخند میزنی
بهاران می خندد.
 
وقتی تو می‌خندی
بهاران مستانه قهقهه سر میدهد
همراه با نم نم بارانی روح افزا
تا جوانه هر سبزه لب به لبخند بگشاید.
 
وقتی تو اندوهگین میشوی
بهاران با بغض ابر بسی دلتنگ میشود.
 
وقتی تو گریه سر میدهی
بهاران از بغض اندوه بناگهان می‌تركد
همراه با هجوم سیلابی وحشت افزا
تا جوانه هر سبزه جان به هلاكت بسپارد.
 
اكنون كه بهاران سرگرم عشق تست
با غرورت دل به عناد مسپار
بل همچون محبوبی شیدا
با متانت دل به مدارا بسپار
ت

ادامه مطلب  

در این بهاران  

در این بهاران========ببین در این بهارانچگونه زمین بی پروا و سخاوتمندتازگی را با گام های نستوه خویشبه رویش برخاسته استتا ما با نفسی تازهبا خاک زاینده همپا شویم.
آسمان تو نیزشمه ای از رازت رادر گوش ما زمزمه کنتا هر کس بتواندقصه پرداز پرواز سرنوشت خویش گردد.=======================جمال الدین جلالی پور

ادامه مطلب  

جشن بهاران  

       جشن بهاران
قطره های باران، روی برگ های کاج،
چلچراغیست رخشان،
به تلألو تاج.
شاید می دهد نوید،
رویش شکوفه ها را،
در شاخسار درختان.
جیک جیک گنجشک ها،
در پروازی شادمانه،
زیر ریزش باران،
گویی تلاقی عشقست و هیجان.
نرم و آهسته رفتنِ پیری با عصا،
در ترنّم باران،
پنداری رگ جنبان زندگیست.
باریکه جاری باران،
در شیار خاک،
انگار دلداده ییست روان،
در پی گم گشته معشوق خویش،
دریای بی کران.
وَه که،
چه زیباست این جشن بهاران.

ادامه مطلب  

پاییز  

اییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گریزدخورشید از غم با تمام غرورشپشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیندمن با قلبی به سپیدی صبحبا امید بهاران میروم به گلستانهمچو عطر اقاقی لابه لای درختان می نشینمباشد روزي به امید بهارانروی دامن صحرا لاله روید

ادامه مطلب  

نوروز  

دی شد و بهمن گذشت، فصل بهاران رسید
 
فرا رسیدن بهار و ایام مبارک عید نوروز، با توجه به رسالت خطیر تعلیم و تربیت و به بهانه ی تحول طبیعت همگان را به بازنگری در احوال خویش رهنمون سازیم.
 ا
نفس عشق تا فراسوى افق‏ها، ترنم شادى را زمزمه كرد.
خاك، بوى افلاك گرفت.
 

 
طراوت از در و دیوار بارید.
واژگان بلبلان بوى عشق گرفتند.
 
دل‏ها وسعت یافت. 
عشق و ایمان، شفاف‏تر شدند.

 

نسیم بر تن نهالك‏ ها دوید.
آفتاب به تبرّك، دستى بر سر شانه شاخ‏ه ها كشید.
 
هر

ادامه مطلب  

سروده ای با عنوان " بهاران "  

 
مژده دارم دوستان ، فصل بهاران آمده
فصل ناز و عشوه ی گل ، با هزاران آمده 
 
فصل رقص و جلوه ی پروانه های هفت رنگ
شور و شوق و آشتی با نای نی ، تنبور ، چنگ 
 
فصل آوازی که گوید : عاشقان ، بیدار باش
بهر انعامی ز یزدان ، غافلان هشیار باش
 
فصل نو پوشیدن پیراهن سبزی ، درخت 
آبشارانی زلال آید روان ، از کوه سخت 
 
فصل پیوند نسیم و عطر گل در بوستان
رزق و روزي فراوان ، لشکری گر میهمان
 
فصل آغازین کوشش ، همت و سازندگی
توشه را آنگونه باید ، کان سرا بالندگی 
 


ادامه مطلب  

دوره ی جدید کلاسهای عرفان تطبیقی  

موسسه مطالعات فرهنگی بهاران برگزار می کند:بررسی و نقد آموزه‌های مولانا در روزگار مدرنمدرس: دکتر عبدالحمید ضیاییبر اساس بازخوانیِ مثنوی و دیوان کبیر.
دوشنبه‌ها ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰مدت دوره: ده جلسهشروع: دوشنبه دهم آبان ماه ۱۳۹۵شماره‌ تماس:۰۲۱- ۸۸۸۹۵۴۸۸
محل برگزاری: تهران، میدان فاطمی، خیابان جویبار، کوچه نوربخش، پلاک ۲۱. موسسه مطالعات فرهنگی بهاران.
 

ادامه مطلب  

پاییز با بهاران  

گفتیم خواهد آمد، جانان به سوی یاران        گفتند خواهد آمد، جانم فدای جانان
گفتیم منتظر کی آید به وصل یاران              گفتند منتظر باش، وقت ندای باران
گفتیم کو نشانی، از عطر جان ایشان           گفتند باد ساغر، از جانب گلستان
گفتیم باد و باران، فرع است، کو سواران      گفتند گل شکوفد، در موسم بهاران
گفتیم انتظاری، داریم از آن خرامان              گفتند صبر و تابش، باشد سزای یاران
گفتیم باد سردیست، از جانب عنودان         گفتند همچو پاییز، باش  و نشو

ادامه مطلب  

اجرای درب اتوماتیک کشویی فریم استیل - پاساژ بهاران  

گروه فنی و مهندسی آویژه با بهره گیری از کادر مجرب و متخصصان خود و با توجه به اهمیت زیبایی و جلوه پروژه ،  طراحی و اجرای درب شیشه ای تمام اتوماتیک چهار لت ( شامل دو عدد لت ثابت دو عدد لت متحرک ) که با روکش تمام استیل طلایی روی فریم و کاور  در قسمت ورودی پاساژ بهاران را بر عهده داشته است. با توجه به تردد و کاربری پاساژ اپراتور Label ایتالیا که شامل موتور دانکر آلمان و سنسور های Acess 1,2 ( بدون نیاز به مادون ) می باشد ، پیشنهاد شده است . گروه فنی و مه

ادامه مطلب  

پاییز آمد  

 
پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر از تراوش باران می‌گریزد خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می‌نشیند من با قلبی به سپیدی صبح با امید بهاران می‌روم به گلستان همچو عطر اقاقی لابلای درختان می‌نشینم باشد روزي به امید بهاران روی دامن صحرا لاله روید شعر هستی بر زبانم جاری  پر توانم آری می‌روم در کوه و دشت و صحرا ره‌پیمای قله‌ها هستم من راه خود در توفانی در کنار یاران می‌نوردم دارم امید که دهد روزيی سختی کوهستا

ادامه مطلب  

سلام بر استاد گرانقدرمان سركار خانم بابا خاني  

             باسلام و احترام، امروز نهم خرداد ماه 1395  روز امتحان كلاسی ما هست و من این شعر را تقدیمتان مینمایم.
       بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                               كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
      هركو شراب فرقت روزي چشیده باشد                      داند چه سخت باشد قطع امیدواران

ادامه مطلب  

 

به دلیل احترام خواصى كه براى دوستداران شهریار داریم، براى اولین و آخرین بار توضیحى اینجا میدهم كه فضاى این صفه براى دوستداران حقیقى شهریار مثل همیشه پر از انرژى مثبت و عشق باشد.این نوع شایعات بچهگانه اكیدا اینجا ممنوع است و از این به بعد این اشخاص بلاك خواهند شد. مثل همیشه از همه همراهان شهریار كه با دل و جان در سوشال میدیا فعال هستند سپاسگزاریم.علیرضاhttps://www.instagram.com/shahryarrumi/ http://facebook.com/shahryarfans

ادامه مطلب  

هشت توصیه مهم امام رضا(ع) به دوستداران اهل بیت(ع)  

 
امام رضا(ع) این پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده‌اند.
 شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا علیه‌السلام آورده است. امام(ع) این پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده‌اند.متن پیام این است:
بسم الله الرحمن الرحیمای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند.
.... ادامه...

ادامه مطلب  

ارکستر – قسمت چهارم  

ارکسترهای پرجمعيت به همراه دسته های بزرگ و هماهنگ نوازندگان و رهبر ارکستر اغلب تداعی کننده موسیقی کلاسیک است که طرفداران خاص خودش را داشته که برای دوستداران موسیقی همواره مورد احترام و تحسین بوده است ؛اما این ارکسترهای بزرگ چه مشخصه هایی دارند؟ چه سازهایی در آنها استفاده میشود؟واقعا هر ساز مکانی مخصوص به خودش دارد؟ چند نوازنده دارند؟ چه کسی اولین بار برای این دسته ها آهنگ نوشت و تاریخچه این کارها در کجاست؟وازاین دسته سوالاتی که در ذهن د

ادامه مطلب  

پیگیری اهداف محیط زیستی درجمعی دوستانه در شهرستان ساوه  

 
پیگیری اهداف محیط زیستی درجمعي دوستانه در شهرستان ساوه
 تاریخ ایجاد در 13 خرداد 1395 بازدید: 54
نشست هم اندیشی دوستداران طبیعت و محیط زیست شهرستان ساوه برگزارشد.
دراین نشست که به همت گروه مردم نهاد دوستداران وحافظان طبیعت در روز چهارشنبه دوازدهم خردادماه در محل کانون شهدای محراب آموزش وپرورش برگزارشد جمعي از خانواده های عضو در خصوص برنامه ها و اهداف گروه به تبادل نظرپرداختند در این جمع ۸۵نفره، تعداد ۱۵تن از نونهالان حافظ طبیعت به جهت فعال

ادامه مطلب  

شرم عشق..!  

پرسیدم از گل سرخ ..در سینه ات چه داری..؟برگونه های سرخت ..داغ غم که داری..؟
خوش میتراود از تو..عطر هوای مستی..!!من عاشق تو هستم..تو عاشق که هستی..؟
گل با تبسمی گفت..ای یار دل شکسته..!!این شرم سرخ عشق است..بر گونه ام نشسته
پرورده جانم از عشق..از یاد آن بهاران.....بر هر نسیم عاشق دل داده ام فراوان...!!
شادابم از محبت...از عطر مهربانی...!!بی رحمت بهاران...پژمرده ام به آنی...!!
این راز شرم عشق است..یک راز جاودانی..!!بی عاشقی حرام است... یک لحظه زندگانی..!

ادامه مطلب  

دوست دارم  

تو را مثل بهاران دوست دارمنگو اندک، فراوان دوست دارم
چرا باور نداری عشق من را؟به یاسینُ به قرآن دوست دارم
برای صورت ات ای مهربانملبی زیبا و خندان دوست دارم
شبی با شعر ُ بوسه در کنارتشوم مستُ پریشان دوست دارم
تمام غصه هایت ای عزیزمرسد روزي به پایان دوست دارم
چراغ مهربانی را همیشهاگر باشد فروزان دوست دارم
حیاط و عصر و تابستان و شربتکنار حوض و گلدان دوست دارم
مریضی ، دردمند لاعلاجیشود دارو و درمان دوست دارم
جهانی را پر از آزادگی هابدون حصر و ز

ادامه مطلب  

 

آه ای شاخه ی همخون جدا مانده ی من
آسمان تو چه رنگ است امروز
آفتابی است هوا یا گرفته است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست
من در این گوشه ی خاموش فراموش شده
یاد رنگینی در خاطر من
گریه می انگیزد
"راضیم... خداروشکر... حتی اگه به عنوان یه دوست تو زندگیم باشی راضیم... مرسی"

ادامه مطلب  

من و تو  

شب تاریك و مه و نور چراغ و من و تواِرَم و حافظ و سعدّیه و باغ و من و تو
وصف عشقی كه شده ورد زبان همه كسكوسِ رسوایی و غوغای كلاغ و من و تو
بی نهایت شده، آیینه ی رو-دَر-رو ییمبركه و ماهِ شب و حال و سراغ و من و تو
منم آن بلبل خوشخوانِ غزلهای سحر تو دعا كن گل من شاهچراغ و من و تو
ابر در خاطره ی فصل بهاران ماندست باد در وسوسه ی كوچه ی باغ و من و تو
صحبت از مهر و تمنّاست نه از سنگ و سپر مگر اُفتد به زمین! خونِ دماغ و من و تو
گره كور درین وصل، زمین است و زمان ماد

ادامه مطلب  

خوش گذشت  

یارب امشب زیر باران خوش گذشت 
در صفای سبزه زاران خوش گذشت  
 
خوش شبی بود و هوای صبح داشت
خوش خبر باشم به یاران خوش گذشت
 
پیک عشق آمد زسوی آسمان 
در زمین هم بر سواران خوش گذشت 
 
ماه خوابیده است در مهتاب گل 
باز هم بر گلعذاران خوش گذشت 
 
تیر و تابستان به بستان آمدیم 
باز هر لحظه بهاران خوش گذشت
 
لذت دیدار حق و خلق بود 
زاین جهت بر سربداران خوش گذشت 
 
صحبت از تسبیح خاک و باد شد 
ذکر ما بر تاجداران خوش گذشت
 
 
 
___________________________________
 
تیمور زمان

ادامه مطلب  

 

یک بار دیگر امروز
مثل همیشه شعری
در یادت تو سرودم
بازم برای تو من
یک آه درد و ناله
از قلب خسته خود
 
با رنج و غم کشیدم
با خود همیشه گویم
صبحی ى که با تو باشم
دیگر چه غصه دارم؟
تا از فراق و دوری
از دستت و بنالم؟
چون هست بر کنارم 
این زلف برگ ریزان
دیگر چه شکوه ای هست
از ما به فصل باران؟
اما دلم حزین است
از هجر و رویت ای دوست
باز هم در این هیاهو 
این بیت را بگویم
بگذار تا بگریم
چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیز
روز وداع یاران
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

یک بار دیگر امروز
مثل همیشه شعری
 
در یادت تو سرودم
 
بازم برای تو من
 
یک آه درد و ناله
 
از قلب خسته خود
 
با رنج و غم کشیدم
 
با خود همیشه گویم
 
صبحی ى که با تو باشم
 
دیگر چه غصه دارم؟
 
تا از فراق و دوری
 
از دست تو بنالم؟
 
چون هست بر کنارم 
 
این زلف برگ ریزان
 
دیگر چه شکوه ای هست
 
از ما به فصل باران؟
 
اما دلم گرفته است
 
از هجر و رویت ای دوست...
 
باز هم در این هیاهو . از شعر مانده از او... 
 
این بیت را بگویم
 
بگذار تا بگریم
 
چون ابر در بهاران


ادامه مطلب  

انسان مرده است  

 
[ به مهدیِ جان ــ اخوان ثالث :
 
ابرکان آبی نیآوردند، باران مرده است؟
 آن که می گفتند می خواند بهاران، مرده است؟
 
آن که می گفتند می خواند بهاران، مست مست
 از شما می پرسم آیا در زمستان مرده است؟
 
بس شنیدیم و شنیدید از کرامات بهار،
 ای دریغا فرودین در کنج زندان مرده است!
 
رستم دستان نمی آید؟ خیالت سبز باد!
 ای برادر، رستم ما روی دستان مرده است!
 
«ای عجب دلمان بنگرفت و نشد جانمان ملول»1 ــ
 ز این بهاری که اینچنین سر در گریبان مرده است؟
 
 «ای به

ادامه مطلب  

انسان مرده است  

 
[ به مهدیِ جان ــ اخوان ثالث :
 
ابرکان آبی نیآوردند، باران مرده است؟
 آن که می گفتند می خواند بهاران، مرده است؟
 
آن که می گفتند می خواند بهاران، مست مست
 از شما می پرسم آیا در زمستان مرده است؟
 
بس شنیدیم و شنیدید از کرامات بهار،
 ای دریغا فرودین در کنج زندان مرده است!
 
رستم دستان نمی آید؟ خیالت سبز باد!
 ای برادر، رستم ما روی دستان مرده است!
 
«ای عجب دلمان بنگرفت و نشد جانمان ملول»1 ــ
 ز این بهاری که اینچنین سر در گریبان مرده است؟
 
 «ای به

ادامه مطلب  

اشعار سپید در یکصد و چهل و یکمین جلسه انجمن ادبی پریشان  

یکصد و چهل و یکمین جلسه کانون ادبی پریشان با حضور جمعي از اعضای فعال کتابخانه و دوستداران به شعر و ادب در محل کتابخانه عمومی شهید مدنی کازرون برگزار شد. روز چهارشنبه 23 تیرماه 95 رحمان جوانمرد باز هم با شاهنامه خوانی خود ، آغاز گر جلسه بود.

ادامه مطلب  

غرور بزرگترین مریضی روانی است  

دلیل اینکه انسانها گناه می کنند غرور است هر گناهی که انسان می کند رابطه ای با غرور دارد مثلا کسی که باهوش است به هوش خود مغرور می شود و همین باعث می شود که انسانهایی را که باهوش نیستند مسخره کند توجه داشته باشید که تواضع باعث بالا رفتن کمالات اخلاقی می شود مو لوی در این زمینه می فرماید :
در بهاران کی شود سرسبز سنگ       خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ

ادامه مطلب  

روزگار عجیب  

روزگار عجیبیس....
صبح که میخوای اداره بروی میبینی ایستگاه اتوبوس پارک بهاران شده است
بعد کلی نذرونیاز می بینی قرعه کشی این هفته به کام تاجر سیمان شده است
نرود کلاه سر ادم هوشیار مصرف شیشه و الکل بسی آسان شده است
یاکه آن خدنگ پیرو پاپتی یک شبه با کذب و ریا صاحب دربار شده است
درکمال حیرت اخبار گفت جنگل گیلان بیابان شده است
گل ها خار شده است دشمن یار شده است یاچه میدانم اصلا افسانه شاعر شده است
 

ادامه مطلب  

 

جوونای قلعه ی پیر     همه روزا به نخجیر       
شبا در پای آتیش     همه اش در رقص شمشیر
          برق شمشیر نقره کار      شیر بیشه زار    شیر بیقراره
 
 جوونای قلعه ی داد       چه بد میسوزونه بیداد    ستم از پا در افتاد
 
     گلاب از گل بگیرید          بهاران را خدا داد
 
       برق شمشیر نقره کار       شیر بیشه زار      شیر بیقراره
 
 جوونای قلعه ی شاد             همه یاران فرهاد
 
            هزاران تیشه بر دست            شکسته کوه ب

ادامه مطلب  

نظم بهاری  

شعرهایم بوی باران می دهد حس سرمای زمستان می دهد
بس که عطرت در غزل پیچیده است دفترم تصویر گلدان می دهد
هر ورق با یاد تو گردیده گل روی هم رنگ گلستان می دهد
واژه ها تک تک سفیران تواند هر یکی یک قصه پایان می دهد
سطرها مانند خط هر لبت بردلِ بی جان من جان می دهد
عشق تو شیرازه ی این دفتر است همچو نظمی که بهاران می دهد
راستی با یک ردیف و قافیه نام تو صد درد درمان می دهد
مثنوی می بارد از چشمان تو سینه ات عمق بیابان می دهد
آبشاری در کتاب موی توست گیسویت بر

ادامه مطلب  

نگاه  

مشکل بهاران و زمستان نیست / بحث دی و خرداد و آبان نیست
در باغ اگر یک لاله روییده / حتما که آنجا لاله زاران نیست
هر کس که می کوبید گندم را / از قوم و خویش آسیابان نیست
تا مایعی از آسمان آمد / شاید نشان از برف و باران نیست
یک جرعه نوشید از شرابی سرخ / در آستان میگساران نیست
بی معرفت کن گوشه چشمی / آنی نگاه از ضعف ایمان نیست
این دل حسودی می کند هر وقت / چشمت پی ما بینوایان نیست
محمد رضا

ادامه مطلب  

 

چه فرقی میکند فصل بهاران یل زمستان است
تورا هرشب درون خواب میبینم...
تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه میچینم...
ووقتی از میان کوچه میایی
ووقتی قامتت را در زلال اشک میبینم 
به خود ارام میگویم دوباره خواب میبینم
دوباره وعده ی دیدارمان در خواب باشد
بیا...
من دسته های ترگس دی ماه را در راه میچینم

ادامه مطلب  

سومین برنامه پاکسازی سالانه همزمان با روز عاشورا در شوشتر  

انجمن هواداران کارون زلال شوشتر برای سومین سال پیاپی و همزمان با روز عاشورا به همراه جمعي از عزاداران حسینی و دوستداران محیط زیست اقدام به پاکسازی خیابان 17 شهریور و امامزاده عبدالله نمود.
در این برنامه که ظهر امروز و پس از مراسم بزرگداشت عاشورای حسینی در خیابان هفده شهریور و امامزاده عبدالله صورت گرفت استقبال چشمگیر شهروندان و فالین محیط زیست موجب شد تا بخش قابل توجهی از پسماندهای ناشی از برپایی ایستگاههای صلواتی و پخش نذورات بوسیله کیس

ادامه مطلب  

جمع خوانی کتاب " روزی بود، روزی نبود" در کتابخانه مرکزی  

صبح امروز پنج شنبه 1 مهر 1395 در بخش کودک کتابخانه مرکزی کتاب " روزي بود روزي نبود" نوشته میر کیانی جمع خوانی شد.
مجموعه ی سه جلدی (روزي بود روزي نبود) شامل قصه های قدیمی و عامیانه است كه به زبانی ساده بازنویسی شده اند.مضامین این قصه ها، پند آموز و اخلاقی هستند و در قالب ماجراهای شیرین،جذاب و طنز بیان شده اند.قصه های كتاب، پیش از این در سه جلد به طور جداگانه تحت عناوین (كوزه ی عسل)، (دزد و آرزو) و (طوطی و شكر) منتشر شده است. کتاب روزي بود روزي نبود به ه

ادامه مطلب  

غمناله  

غمناله
روزهای خوش و شیرین همه شب گشته، گذشت
چه بهاران و خزان پنج و شش و هفته، گذشت
ما نبودم و جهان بود و زمستان و بهار
که و کهسار و روان رود و گل و سبزه، گذشت
یک شب تار جهان هق هق من را بشنید
آفتاب آمد و نور آمد و شب رفته، گذشت
روزها شب شد و من بالغ و عاقل گشتم
بس بهار آمد و خردی و جوانی که گذشت
یک زمان غرق عزا گشته و شیون برخاست
که پدر آنکه مرا سایه سر بوده گذشت
همسری آمد و ایام خوشی و بود و سپس
طفلکانی و برویی و بیایی که گذشت
دست ایام گل باغ مرا پرپر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1